تبليغاتX
چرند و پرند
                 تولدت مبارک                     

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 19:19  توسط حمید خان 

این مطلب آخر وب نیما جونو من یدا کردم حتما بخونید

البته بیشتر پسرونس

http://jhigul.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 19:10  توسط حمید خان 

یه روز یه مردی دیر میره خونه زنش میپرسه کجا بودی؟؟

مرد میگه:خونه دوستم بودم بعد میره که دوش بگیره

زن تلفنو بر میداره و به ۱۰تا از دوستای مرد زنگ میزنه و میپرسه که شوهرش اونجاست؟؟

۸تا از اونا میگن آره اینجاست دستش بنده میگیم تا ۱۰ دقیقه دیگه خودش تماس بگیره ۲تاشونم میگن همین الان از اینجا زد بیرون.

خوب دارم جنس خودمونو لو میدما نه؟؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 18:54  توسط حمید خان  | 

یه روز با حاجاقای مجلسی تو کوچه خیابونای مشهد داشتیم میرفتیم که یهو دیدیم یه بچه نشسته داره گریه میکنه

حاجاقا رفت جلو و با محبت به بچه گفت:

(با سوز به حالت نوحه و اشک خوانده شود)

پسر جان تو چرا اینجا نشستی و گریه میکنی؟؟

بگو ببینم تو مگه پدر نداری که اینجور تنها اینجا نشستی و گریه میکنی؟؟

پسر گفت:نه آقا من پدر ندارم

حاجاقا گفت:خب اشکالی نداره ببینم تو مگه مادر نداری؟؟

پسر:نه من مادرم ندارم

حاجاقا:خب پسر تو خاله ای دایی ای عمه ای عمویی چیزی نداری؟؟

پسر:نه آقا من هیچ کدوم از اینارو ندارم

حاجاقا:پسر تو فکی فامیلی آشنایی نداری؟؟

پسر؟؟نه آقا من هیچ کس و ندارم

حاجاقا:واسه چی داری اینجوری زار میزنی؟؟پس تو چی داری؟؟

پسر:آقااااااااااااااااااااااااااااا من شاش دارم

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 11:37  توسط حمید خان  | 

رفتم به در شمس العماره

همون جایی که دلبر خونه داره

دادی دادی دادی ندادی به ت.خ.م.م

دادی دادی دادی ندادی به ت.خ.م.م به ت.خ.م.م

شمسی خانوم گفت که من ک.و.س کشم

سرشو بزار توی سوراخ ک.و.س.م

که این برنامه ها ادامه داره هولو هسته داره هونگ دسته داره

عزت بابا عزت

تا نبری جلو نبری عقب نمیبری لذت

دادی دادی دادی ندادی به ت.خ.م.م

دادی دادی دادی ندادی به ت.خ.م.م به ت.خ.م.م به ت.خ.م.م

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 0:25  توسط حمید خان  | 

از اونجایی که پست قبلی به شدت مورد لطف دوستان قرار گرفت تصمیم گرفتم ادامش بدم.

اما میگم از کجا هم اومده

چندین سال پیش یه بنده خدایی دوره کارآموزیشو پیش من میگذروند و یه جورایی نمرش دست منم بود

خیلی بچه باحال و شوخی بود

یه دفعه از دهنش در رفت و یه سری ازاین شعرا خوند منم حال کردم بهش گفتم اگه می خوای کار یادت بدمو خلاصه نمرتو داشته باشی هر دفعه باید چیزای جدید برام بیاری

اونم از خدا خواسته

حالا براتون مینویسم اما اینا اون موقع جدید بودن الان دیگه قدیمین اما خیلیام نشنیدنشون و واسشون جدیده

جنبه داری بخون

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 0:18  توسط حمید خان 

سلام دوستان به یاد دوره جوانی و جاهلیت افتادم چنتا از شعرای بچه های قدیمو به همراه پیامکاشون و... براتون میزارم

محض خنده به دل و خودتون نگیرید

۱.

ک.س و ک.و.ن همه رنگش خوبه

گوشتی وتنگش خوبه

سر در ک.س و ک.و.ن.ا نوشته

بزار توش که بهشته.

۲.

یاد آر که شلوار تورا دز کردم

۱عضو ز اعضای تورا تر کردم

۱لوله پر آب نهادم به درت

هرچه داد زدی فروتر کردم

آمپول بود بابا نترس

۳.

آدرس سایت قزوینیا:

www داد کون آخ جون

۴.

آدرس اینترنتی قزوینی:

www داد داد نداد زورگیرش کنید.

شاد باشید و در این حال به یاد دیگران

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 0:30  توسط حمید خان  | 

واقعا پست قبلیم خیلی بی ادبی بود که پیغام دادین به عفت کلام!!؟؟

حقیقت بودا

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 20:38  توسط حمید خان 

يار خياباني من // با من وهم رأي مني// در زير باتوم و چماق// ياور و همراه مني// گم شده رأي من و تو// تو انتخابات سياه// دشمن خاشاک و خسند// بسيج و ناجا و سپاه// زنجير و چاقو مي کنه// صورت و زخمي و کبود// چشم داره عادت ميکنه// به گاز اشک آور و دود// رأي من و تو نتونست// زنجير ها رو پاره کنه// مشت گره کرده ما// ميهن آزاد مي کنه...

من که شک دارم شما چطور!!؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 20:37  توسط حمید خان  | 

نمی خوام تبلیغ کنم فقط پیشنهاد یکی از دوستای خوبم یه وبیو شروع کرد اما به مشکل خورد حالا می خوام بهش کمک کنم و با هم درستش کنیم موضوعشم خیلی جالبه

http://jhigul.blogfa.com

بهش سر بزنید و نظر و کمک بدین

درضمن برای بار هزارم میگم این وب برای هیچ شخص خاصی نیست یعنی نه به اسم کسی و نه برای کسی ساخته نشده و الحام گرفته از جامعه و برداشت خودمه و اگر طی حرفها و گفتمانهایی مطلبی را مینویسم که شباهت داره به صحبتهام با برخی از دوستان به دل نگیرن

دوستان ممنون میشم ناراحت نشن و به خودشون نگیرن

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 8:19  توسط حمید خان